وقتی که مشغول پژوهشی درباره هنرهای جمع خوانی بودم به یک قسمت از برنامه راز رسیدم. آقای نادر طالب زاده چند نفر از افراد شاخص این رشته را در یک برنامه دور هم جمع کرده بود. موضوع این برنامه بحث در مورد نقش موسیقی در پیشبرد آرمانهای انقلاب بود.

چهاردهمین برنامه «راز» با حضور استاد هادی آرزم، رضا مهدوی، ناصر فلاحی و مجید منصوری روی آنتن شبکه چهار رفت.

عبارت «سرود» در فارسی مترادف هایی دارد که از جمله می توان به «هم سرایی»، «هم آوایی»، «جمع خوانی»، «هم خوانی» و «هم نوایی» اشاره کرد.

هادی آرزم، مبتکر سبک آکاپلا در آثار آیینی است که این سبک در ایران برای اولین بار توسط ایشان و در اواخر دهه شصت متولد شد. او آثار فاخر بسیاری را با موضوعات آیینی خلق کرده است. هادی آرزم مؤسس گروه هم آوایی اهل بیت(ع) و سازنده تمام آثار این گروه است.

رضا مهدی سوابق مدیریتی و هنری زیادی دارد از جمله مدیریت مرکز موسیقی حوزه هنری، سردبیری مجله مقام موسیقایی، مؤسس و مدرس گروه موسیقی دانشگاه سوره و… .

ناصر فلاحی بیش از ۳۰ سال کار شناس هنرهای آوایی وزارت آموزش و پرورش بوده است. او آهنگساز و مدرس پیانو و نیز مدیر تولید آلبوم های سرود با عنوان «آوای مدرسه» و «سرودهای صبحگاهی» است. ۱۵۰ قطعه سرود و ترانه در مجموعه ی آوای مدرسه، ترانه های کودکانه، آرم ها، تیزرها، آنونس های تلویزیونی، موسیقی فیلم و نماهنگ آهنگسازی نموده است.

مجید منصوری مدیر سابق خانه سرود انقلاب اسلامی، آهنگساز و مربی باسابقه گروه سرود است.

در ادامه خلاصه ای از گفتگوهایی که در این برنامه تلویزیونی انجام شده است می بینید:

آرزم: ما در ایران، «هم آوایی» را انتخاب کردیم

استاد هادی آرزم در مورد موسیقی بدون ساز و همراه با آواز اینگونه می گوید: این خود نوعی از موسیقی است که در ساختار آن فقط صدای انسان به کار گرفته می شود.

این در دنیا جایگاه خاص خودش را دارد و کار مشکلی است. چون در بعضی قسمت ها امکان استفاده از ارکستر کار را راحت می کند اما کار با صدای انسان سخت است. ما در ایران «هم آوایی» را انتخاب کردیم که با تواشیح فرق می کند و سبک و سیاق خاص خود را دارد.

سرپرست و مؤسس گروه بزرگ هم آوایان اهل بیت(ع) در ادامه می افزاید: در کشور ما این نوع موسیقی نوپاست و الآن به   همان صورت ادامه پیدا کرده است. اگر شرایطی برای آموزش مهیا شود نتیجه کار بهتر می شود چون هارمونی کردن موسیقی احتیاج به علم خاصی دارد که باید آن را یاد گرفت. متأسفانه تا به حال در این زمینه آموزشی نداشتیم و بعضی از بچه ها استعداد بسیاری دارند و همه خودجوش کار می کنند.

این موسیقیدان خبره درباره کمتر شدن استفاده از سرودهای انقلابی بعد از دهه هفتاد عنوان می کند: نمی دانم چرا این راه ادامه پیدا نکرد. بعد از انقلاب تعدادی گروه تواشیح تشکیل شد که متشکل از قاریان قرآن بودند.

کارهای گروه «قدر» بیشتر سوری و مصری بود و مفاهیم آن وطنی و مربوط به ایران نبود و ما برای بومی کردن این هنر از ادعیه و مناجات های مشهور خودمان استفاده کردیم.

مهدوی: عدم آشنایی مدیران فرهنگی موجب استفاده ابزاری از هنرمندان می شود

رضا مهدوی سردبیر مجله مقام موسیقایی درباره مدیریت در موسیقی ایران می گوید: ممکن است مدیر فرهنگی با فرهنگ آشنا نباشد اما پذیرفتن مسئولیت کار خطرناکی است. همیشه اصرار دارم که هنر قبل از فرهنگ بیاید و به دلیل یک اشتباه تاریخی، فرهنگ و هنر را به کار برده ایم. منظور این است که هنر زیرساخت فرهنگ است؛ اما اکثر اوقات صحبت از توسعه فرهنگی داشتیم و فکر می کنیم زیرساخت های فرهنگی را باید با اِلمان های فرهنگی بسازیم.

مدیر سابق مرکز موسیقی حوزه هنری با اشاره به توجه به بزرگان موسیقی خاطرنشان می کند: برای رسیدن به زیرساخت ها و توسعه آن در کشورمان باید به بزرگان هنر بها دهیم تا بتوانیم از انواع هنر ها استفاده کنیم. مدیریت فرهنگی و هنری باید با جزء به جزء هنر آشنا باشد و بعد کار فرهنگی انجام دهد.

مهدوی که خود سازنده ی آثار جمع خوانی است، می افزاید: به دلیل آشنا نبودن مدیران فرهنگی با هنر معمولا از هنرمندان به صورت ابزاری و مناسبتی استفاده کرده اند و تا یک مدت طولانی دوباره این هنرمندان گوشه نشین می شوند. ما در لحظات خاص و حساس حتی برای تولیدات مناسبتی قاطبه هنرمندان را نداریم و وقتی هنرمندی برای کار می آید و این نوع مدیریت را می بیند، دلخور می شود.

این موسیقیدان درباره فقر مدیریت فرهنگی تشریح می کند: فقر مدیریت فرهنگی که همیشه دیدگاه بالادستی دارد و علی رغم نداشتن آگاهی می خواهد فرودستان را به صورت بخشنامه ای مدیریت کند، ضربه زننده است. به این ترتیب هنرمندان از کف می روند و تبدیل به کلونی هایی می شوند که خودشان تابع مدیریت کشور نیستند و هر کدام برای خود توضیح خاصی دارند و کمتر کنار هم کار می کنند و اگر هم کار کنند به صورت کار خرد جمعی نیست.

وی می افزاید: ما مشورت و تصمیم هایی می گرفتیم اما خروجی آن نهایتا به دلیل مسئول بودن مدیر معطوف به سلایق شخصی وی می شود. عرصه مدیریت فرهنگی فوق العاده سنگین است.

فلاحی: مهم ترین پایگاه و خاستگاه «سرود» مدرسه است

ناصر فلاحی کار شناس هنرهای آوایی وزارت آموزش و پرورش در خصوص گروه سرود می گوید: مهم ترین پایگاه و خواستگاه سرود مدرسه است و آموزش و پرورش با نسل نو و جوان سروکار دارد و بالغ بر ۱۵ میلیون دانش آموز را مدیریت می کند. به لحاظ کمی با جرأت می توانم بگویم در طول تاریخ کشورمان این حجم از همخوان، جمع خوان یا گروه خوان نداشتیم. در کنار سرودهای متعدد فعالیت گروه سرود همگانی نشان دهنده جایگاه مهم آموزش و پرورش در فرهنگسازی موسیقی کشور است.

کار شناس موسیقی و هنرهای جمع خوانی می افزاید: آواز جمعی پایه موسیقی علمی جهان در طول تاریخ است. آموزش و پرورش نیازمند حمایت درونی و بیرونی در زمان انقلاب بود. برای شکل گیری موسیقی و تربیت بسامان شنیداری باید تسلط و آموزش فراگیر موسیقی داشته باشیم.

فلاحی در پاسخ به اینکه تا چه اندازه برای تربیت و توسعه ی گروه های سرود از فارغ التحصیلان موسیقی استفاده می شود، می گوید: از لحاظ کمی در منطقه و آسیا با این ظرفیت همخوان و گروه خوان نداریم اما از لحاظ آموزش باید کار فراوانی صورت بگیرد و نیاز به مشارکت نیروی متخصص است. بنابراین کمیت باید مدیریت علمی شود و برای حنجره بچه ها قطعاتی مناسب با صدایشان ساخته شود.

منصوری: نغمه های آهنگران تکمیل کننده جنگ بود

مجید منصوری آهنگساز با اشاره به آشنا نبودن مربیان سرود به این فضا عنوان می کند: متأسفانه مربیان نمی توانند در دو خط سرود را تعریف کنند و این درد بزرگی است. سرود باید دیده و فهمیده شود. وقتی مسئولان اصلا با هنر آشنایی ندارند، چه طور با سرود به عنوان یکی از شاخه های هنر آشنا باشند؟

منصوری با تقدیر از سرودهای آهنگران اذغان می کند: صادق آهنگران با نغمه خود جنگ تحمیلی، کلام و پیام امام (ره) را تکمیل کرد و به بچه های جبهه روحیه داد. در زمان جنگ تحمیلی سرود رسالت خودش را داشت و خودم با الهام از سرودهای آباده کار می کردم. در حال حاضر در مرحله جنگ نرم به سر می بریم و به نظرم در این عرصه کم کاری کرده ایم و به سرود توجهی نشده و دیده نمی شود و حتی منهدم هم شد.

منصوری به عنوان یکی از مربیان فعال و باتجربه در حوزه هنرهای جمع خوانی اینگونه ادامه می دهد: باید سرودهای قوی با شعر و تنظیم زیبا بسازیم و خودمان را اثبات کنیم. امیدوارم افراد شایسته در عرصه فرهنگ و هنر انتخاب شوند و کار کنند

ناصر فلاحی کار شناس هنرهای آوایی در خصوص صحبت های منصوری اظهار می دارد: ضعف ما در تولید آثار است. بسیاری از افراد در دهه های اول انقلاب در سرود حضور دارند اما دیگر فضا برای خلق آن آثار وجود ندارد و در نتیجه الهامی هم برای ساخت ملودی های زیبا نمی شود. ما به تدریج از این فضا فاصله گرفتیم و روی مادیات تمرکز کردیم و این به ما آسیب می زند. در بحث سازماندهی و تشکیل گروه های سرود هیچ مشکلی نداشتیم اما آثار خوب و شاخص کم تولید می شود.

مهدوی: در دوران سازندگی سرود نقش کم رنگ تری پیدا کرد

رضا مهدوی که خودش از نوازندگان سنتور است در تأیید صحبت های حاضران توضیح می دهد: در دهه ۶۰ ما ژانر موسیقی انقلابی و جنگی را به وجود آوردیم و مدارس و سازمان های مختلف نقش خوبی ایفا کردند. در دهه ۷۰ یعنی دوره سازندگی فکر کردیم باید اِلمان های قبلی را پاک کنیم و سرود نقش کم رنگ تری پیدا کرد.

مهدوی ادامه داد: جامعه در آن زمان به نشاط احتیاج داشت و ترانه و تصنیف خوانی باید می آمد و حتی برخی موسیقی های ممنوعه آن زمان در طنزهای تلویزیونی استفاده شد. در آن زمان مدیران با هنرمندان به صورت کارمندی برخورد کردند و دیدگاه کارمندی به هنر خطاست. وقتی سرود از مدارس رفت موسیقی پاپ جای آن را گرفت.

مهدوی: باید در دانشکده ها ژانر موسیقی جنگ و سرود را احیا کنیم

این فعال حوزه موسیقی و هنرهای جمع خوانی تصریح می کند: در دوره ای مدیریت صداوسیما برای مقابله با موسیقی لس آنجلسی مشابه سازی کرد که مشکلاتی به وجود آورد و در این آزمون و خطا هم موسیقی دانان و هم ساحت هنر لطمه خورد. سرود باید احیا شود و از کار شناسان متخصص برای آن استفاده شود.

وی در: بعد از انقلاب ما با موسیقی مشکل داشتیم و باید تأیید می شد اما مدیران معتقد بودند زمان استفاده از سرود تمام شده و باید به سراغ سرودهای حماسی برویم و این غلط بود. باید در دانشکده ها ژانر موسیقی جنگ و سرود را احیا کنیم اما همچنان موسیقی قرون وسطا را بررسی می کنیم و موسیقی امروز را نمی شناسیم.

آرزم: موسیقی ملی و محلی گمشده نسل های امروزی

هادی آرزم با ابراز تأسف از آشنا نبودن با موسیقی بومی می گوید: الان نسل های ما موسیقی فولکلور، ملی و محلی خودشان را نمی شناسند و ما به آن ها خوراک خوبی نداده ایم. شبکه های ماهواره ای موسیقی سنتی، ملی و محلی ما را نشان نمی دهند بلکه موسیقی های کم ارزش پخش می کنند و این طور می شود که موسیقی به اینجا می رسد.

آرزم تأکید می کند: ما باید سرود را جزوی از برنامه آموزشی قرار دهیم و اصول و مبانی باید فراگرفته شود. ما حتی در زمینه موسیقی های آیینی و مذهبی هم فعال نبودیم و هنوز هم بعد از ۱۸ سال باید ربنای گروه ما -گروه اهل بیت(ع)– پخش شود و کسی به این جرگه نیامده است.

وی با اشاره به نقش اساسی آموزش و پرورش در تربیت گروه های سرود عنوان می کند: آموزش به عنوان مبنای کار باید از آموزش و پرورش شروع شود. در این ۳۴ سال بین ۱۶ تا ۱۸ مدیر موسیقی تغییر کرده که متخصص نبوده اند و فارغ التحصیلان ما بیکارند.

ناصر فلاحی کار شناس هنرهای آوایی آموزش و پرورش درباره کم بودن جذب فارغ التحصیلان موسیقی در پایان می گوید: وقتی آموزش و پرورش در درون خود جذب فارغ التحصیل موسیقی نداشت، در درون خود و از بین مربیان اقدام به تشکیل گروه های کر همسرایان امور تربیتی کرد و این گروه ها ساماندهی شدند. الان بالغ بر۴۶ گروه ساماندهی شدند و برای رهبری کر در مناطق و مدارس آموزش می بینند.

این قسمت از برنامه تلویزیونی راز به پایان رسید ولی بررسی حوزه موسیقی و سرود بعد از انقلاب نیازمند برنامه ها و گفتگوهای زیادی است.

 

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید